السيد محمد حسين الطهراني

291

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

نموده است ، دعواى حلول ندارم ؛ حلول كفر است ، و زندقه و إلحاد ؛ و دعوى اتّحاد نيز ندارم كه : بگويم من با خدا متّحد شده‌ام ؛ زيرا كه لازمه اتّحاد ، دوئيّت و جدائى بين آن دو چيز است ؛ و اين نيز كفر است . دعواى من ، فقطّ تجلّى و ظهور حضرت احديّت است ؛ و در مقام فناى مطلق ، منى نيستم تا خدا در آن حلول كند ؛ و يا با او يكى شود و متّحد گردد . من فانى در او شده‌ام ؛ و اوست كه از من ظهور نمود ، و از وجود و هستى من ، صفات و اسماء خود را طلوع داده است . و اين ظهور و تجلّى و تمثّل حقّ به صورت انسانى در كمال صحّت و إمكان و واقعيّت است . [ تمثّل جبرائيل : أمين وحى إلهى به صورت دحيهء كلبى ] او براى اثبات مطلب خود ، به قضيّهء دحيهء كلبى اشاره مىكند ؛ و تمثل و تجلّى حقّ تعالى را به وجود خودش همچون تمثّل و ظهور جبرائيل به صورت دحيهء تشبيه مىنمايد : وها دحية « 1 » وافى الأمين نبيّنا * بصورته ، فى بدء وحى النّبوّة ! ( 1 )

--> ( 1 ) ابن حجر عسقلانى در كتاب الاصابه ، آورده است كه : دحية بن خليفة بن فروة بن فضالة بن زيد بن أمرى القيس بن الخزرج ، صحابى مشهور است ، أوّلين غزوه‌اى كه با رسول خدا شركت كرد ، خندق بود ؛ و بنا بر قولى : احد بود . در غزوهء بدر شركت نكرد . و در حسن و زيبايى صورت ضرب المثل بود . و در حديث أمّ سلمه ، و عائشه و عبد الله بن عمر ، و أنس بن مالك است كه : جبرائيل به شكل و صورت دحيه كلبىّ بر رسول خدا نازل مىشده است . دحيه ، مردى جميل بود ، عجلى در تاريخ خود گويد : زيباترين مردم ، كسى بود كه : جبرائيل به صورت او بر پيغمبر نازل مىشد . و ابن قتيبه گويد : چون دحيه وارد مدينه مىشد ، هيچ دختر جوان و نزديك به بلوغى نبود ، مگر اينكه براى تماشاى او بيرون مىرفت . دحيه پيك و پيام‌بر رسول خدا به نزد قيصر روم بود كه او را در أوّل سنهء هفتم ، و يا آخر سنه ششم در حمص ملاقات كرد . رسول خدا او را به سرّيه‌اى فرستاد . و با رسول خدا در غزوهء يرموك حضور داشت . و در كردوس بود ، و در دمشق آمد و در مزّة سكنى گزيد ، و تا خلافت معاويه زنده بود ( ج 1 ، ص 463 و ص 464 شمارهء 2390 . ) ابن عبد البرّ در استيعاب ، ج 2 ، ص 461 در ترجمهء شمارهء 701 ، و نيز ابن أثير جزرى در اسد الغاية ، ج 2 ص 130 ترجمهء أحوال دحيه را به قريب آنچه از اصابه ذكر شد ، آورده‌اند ، و اضافه دارند كه : قيصر روم بواسطهء دحيه به رسول خدا ايمان آورد و ليكن بطارقهء نصارى از ايمان آوردن -